الفيض الكاشاني

288

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بخواند ، چرا كه وى با طلب ستايش از مردم به وسيلهء عبادت خدا معصيت خدا مىكند ؛ و اگر انگيزه‌اش بر عبادت براى بر طرف شدن موانع و رشك بدن و رقابت با عبادت ديگر مردم است ، موافقت و همراهى در عبادت با ديگران جايز است ، و نشانه‌اش اين است كه بر خود عرضه بدارد كه اگر اين عادت كنندگان را از جايى ببيند كه آنها وى را نمىبينند ، مثلا از پشت پرده آنها را مىبيند در حالى كه آنها وى را نمىبينند آيا نفس به او اجازه نماز مىدهد ؟ اگر در اين شرايط نماز بخواند انگيزه‌اش حق است و اگر دور از نظر آنها باشد و نماز خواندن بر او گران آيد ، بايد نماز نخواند چرا اگر انگيزه‌اش ريا است . همچنين گاه انسان روز جمعه در نماز حاضر مىشود با نشاطى كه هر روز آن نشاط را ندارد ، و ممكن است اين نشاط به خاطر ستايش مردم باشد ، و ممكن است انگيزهء نشاط او بر عبادت ، ديدن نشاط مردم بر عبادت و بر طرف شدن غفلت او به سبب روى آوردنشان به خداى متعال باشد ، و گاه با ديدن اين منظره دينى تحريك مىشود و همراه آن در نفس دوستى ستايش پديد مىآيد ؛ بنابراين هرگاه بداند كه قصد دينى بر قلبش غالب است نبايد به خاطر دوستى ستايش مردم طاعت را ترك كند ، بلكه شايسته است با كراهت از ستايش مردم آن حالت را بر طرف سازد و به عبادت مشغول شود . همچنين گاه گروهى مىگريند و به آنها مىنگرد و از ترس خدا نه ريا گريه‌اش مىگيرد ، اما اگر همان سخن را بتنهايى بشنود گريه نمىكند ولى گريهء مردم موجب رقت قلب او مىشود . و گاه گريه‌اش نمىآيد ولى تظاهر به گريه مىكند به قصد ريا و گاه از روى صداقت زيرا هنگامى كه آنها مىگريند بيم آن دارد كه دچار قساوت قلب شود . و گريه‌اش هم نمىآيد از اين رو به زحمت حالت گريه دارنده به خود مىگيرد اين عمل ستوده است و نشان راست بودن آن اين است كه بر خود عرضه كند كه اگر گريهء آنها را از جايى بشنود كه آنها او را نمىبينند آيا از بيم قساوت قلب ، خود را به گريه وا مىدارد يا نه ؟ پس اگر در